ای عشق!
یا هو! در حالیکه از تو آمده ایم و به تو باز میگردیم چگونه راه گم کرده ایم؟ ای توبه آموز، باز شنیدیم فرمانت را از فرود گلبانگ قاف عنقا یت که از گلوگاه اعصار فریاد برمی آورد:ای انسان خواهان پرواز، توبه آموزی را از "تو" بودن بیاموز. در خویش نظر کن تا به راز "انا لله و انا الیه راجعون قبل الموت" پی ببری.
ای دوست! معشوقه ات با تو سخن میگوید یا عاشقت؟ ناز و نیاز برکن و فرمان "کن فیکن" صادر کن تا لبیک گویان و لرزان بار آغوش یابیم که شنیدیم "راجعون" پس فارغ از وجود بال آغوش بر تو گشوده ایم.
ای عشق! "آتشی در ما افروختی و ما را بدان سوختی." لطفی فرما و صافی ای بخش تا صفای ابراهیمی این آتش را گلستانی سازد که گلهای آن چون باران رحمت بر تشنه لبان راهت ببارد و دمی آنان را نیز از حلاوت عطر عالم لاهوت پر کند تا سیراب و مست، مشتاقانه به سوی قلب این آتش بشتابند و به نور جاودانهٔ آن منوّر گردند.
حق نامهٔ دل فصل نمازها و نیازها از مریم داوری فر.... سرّ الخفی/فروردین ۹۰