آیا تا کنون به شب قدر ات اندیشیده ای ؟
شبی که دستان به خون آلودهٔ موسی ، ید بیضا شد،
شبی که فرزند روح القدس به انسان آموخت که تا کجا، تنها با تکیه بر صلیب جهالت میتوان پیش رفت .
شبی که امین مکّه را در بستر مرگ شلاق زدند تا ثابت شود که چگونه، مهر بر قلب خوردگان ، فردا روزی، به نام دین، سرگین شتر را به تبرک برده و سوداگری دینی را آغاز میکنند.
شبی که تیغ جهالتها بر فرق اسرار ناطق فرود میاید تا حجّتها بر بشریت تمام شود.
شبی که لطف رحمانی به رحیمی مبدّل و به کمال عرضه میگردد بر قابلان وصول.
شبی که گناهان به نیکیها تبدیل و سینهٔ عاشق گشاده میشود تا ببیند و بشنود و بسوزد و بسوزاند.
شبی که نور در نور است و فنای قبل از گور.
و آن نیست مگر شب قدرِ تو که با امید ،زخمها را تحمل کردی و با تهمت های ناا اهلان زمین، از پای در نیامدی و محکم، بر عشق ماندی تا" نوری فوق نور" گردی.
از کتاب اسرار شب قدر اثر مریم داوری فر....سّر الخفی / ۲۷ امرداد ۱۳۹۰